آقا اجازه

آقا اجازه ، دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه ، دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آ خر نشسته ام

 

/ 11 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تیما

زیبا بود موفق باشید[گل]

شعیب

سلام تیر زمانی قابل پرتاب است که کمان به عقب کشیده شود. وقتی زندگی به سختی در حال عقب کشیدن شماست، قرار است بسوی چیزی بی نظیر پرتاب شوید.

سپیده

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...

شعیب

سلام استادي به همراه جمعي از شاگردانش به اسيايي رسيد توقف كرد و گفت ميدانيد اسياب چه ميگويد گفتنند نه. استاد با لبخند گفت مي گويد اخلاق ان است كه من در انم درشت مي ستانم و نرم باز مي دهم پس چون كسي سخن سخت گويد تو پاسخ نرم و ملايم گوي و اگر بدي كند تو نيكي كن

همسفر جاده دلتنگی

ای کاش ... وقتی خدا در صحرای محشر بگوید چه کردی ؟ یوسف زهرا بگوید منتظر من بود.

همسفر جاده دلتنگی

هر چند کمی فرج تمنا کردیم آقا ز سر خویش تو را وا کردیم شرمنده ولی خلاصه تر می گوییم با واژه انتظار بد تا کردیم

همسفر جاده دلتنگی

ما منتظران لحظه دیداریم از عطر گل محمدی سرشاریم این حرمت و عزّت و سر افرازی را از حُرمت انتظار مهدی (عج) داریم

همسفر جاده دلتنگی

یک روز ز کوی اسمان می آید بر اسب سپید کهکشان می آید از بس که زمین ز بیداد پر است با تیغ علی (ع) صاحب زمان (عج) می آید

شاپرک

تو برایم چون منشوری … در سفیدی خیالم بیا و خیالم را تجزیه کن ؛ رنگین کمان نگاهت خواهم شد !