سیل مشکلات و صلوات

هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید،

"سیل صلوات به راه اندازید"

زیرا آن سیل،حتما مشکلات را با خود می برد.

(علامه طباطبایی)


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

 


/ 6 نظر / 25 بازدید
پي سـي پروگ

سلام ميخواي متن تبليغاتيت به همه ي وبلاگ هاي پرشين بلاگ ارسال بشه؟ به سايت ما سر بزن و نرم افزارش رو دانلود کن!!! pcprog.ir

سپیدبانو

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟» گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! » رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

سپیدبانو

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟» گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! » رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

خسرو پیری

همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی وقتـــی بغــــض میکـــُنی وقتـــی دآغونــــی وقــــتی دلــِت شکــــستـه دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی : “بیخـــیآل“…[گل][گل]

از مهین آباد

عده ای بر روی مین و خاک داغ عده ای بر بال قو در کنج باغ هر دو را گیرد ندای حق سراغ لکن اما "این کجا و آن کجا" عده ای دست بسته در عمق آب عده ای آنتالیا بر روی آب هر دو تا را می نوازد موج آب لکن اما "این کجا و آن کجا"

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیایی چشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجایی؟؟ با شِکوه ی من چهره ی آدینه ترک خورد از سوی تو اما نه تبسم ؛ نه ندایی از بس که در اندیشه ی تو شعله کشیدم خاکستر حسرت شده ام ؛ نیست دوایی؟ آمار تپشهای دلم را به تو گفتم پرونده شد اندوه من از درد جدایی سوگند به آوای صمیمانه ی نامت از عشق فقط قصد من و شعر شمایی هر فصل دلم بی تو ببین رنگ خزان است آغاز کن ای گل ! سفر سبز رهایی من منتظرم ! مرحمتی لطف و نگاهی حیف است رسد مرگ من آقا ! تو نیایی????????