آخرین جمعه سال

آسمان غرق خیال است کجایی آقا

آخرین جمعه سال است کجایی آقا

یک نفس عاشق اگر بود زمین ، می فهمید

عاشقی بی تو محال است ،کجایی آقا

 


/ 10 نظر / 17 بازدید
شعیب

سلام سادگی را من از خواب یک پرنده در سایه پرنده دیگر آموختم

عمه

مانه عاشقیم ونه منتظربلکه ادای همشو درمیاریم .وگرنه حضرت تشریف دارنداین ماییم که نیستیم[ناراحت]ممنون ازحضور

khodai

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام گل کرد خار خار شب بی قراری ام تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام گر من به شوق دیدنت از خویش می روم از خویش می روم که تو با خود بیاری ام بود و نبود من همه از دست رفته است باری مگر تو دست بر آری به یاری ام کاری به کار غیر ندارم که عاقبت مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا , بیا زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام...... قیصر امین پور [گل]

حمزه

کاش سر میدادیم آقا می آمد! اما کار از کار گذشته است...

همسفر جاده دلتنگی

روی تو را ز چشمه نور آفریده اند / لعل تو از شراب طهور آفریده اند خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست / آیینه تو را ز بلور آفریده اند پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش / خورشید را برای ظهور آفریده اند

همسفر جاده دلتنگی

ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟ شنبه، دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین ... بی تو چه زود می گذرد هفته های ما

شادی

الهم عجل لولیک الفرج....[گل]

سمیه

سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد سلام ایام نیک و سبز[گل]

پــــــویا

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست، نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است[گل]