چشم انتظاران ...

من در پناهِ چشمهایت سرفرازم

از این که آقای منی بر خود بنازم

شد خاکساری حریمت آبرویم

خاکِ کف پای تو شد مُهر نمازم

محرابِ قلبم طاقِ ابروی تو باشد

چشم انتظارت رو به صحرای حجازم

خانه خرابم کرد این طوفانِ نفسم

باید حریمِ تازه ای در دل بسازم

خواهم ز حق بین دعای عهد هر صبح

این جانِ ناقابل به راه تو ببازم

از داغِ آن سیلی ناحقِ مدینه

آتش گرفته سینه در سوز و گدازم

زهرا صدا می زد میانِ دود و آتش

أین غیاث المنتظر؟ ای چاره سازم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
پویا

اى مهربان‏ترین! ببین که از اشک، سرشارم؛ ببین که مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى‏ زند؛ ببین که دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى‏ یابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را که در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران کن.[گل]

محدثه

چه دعایی کنمت بهتر از این که کنار پسر فاطمه هنگام اذان سحر جمعه ای از این ایام پشت دیوار بقیع ، قامتت قد بکشد به دو رکعت صلواتی که نثار حرم و گنبد پر پا شده حضرت زهرا بکنی

علیرضا

حــوصــله ام بـــرفــی سـت ! بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ، از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان ! آهــــای ! کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ، تـــا کــه “آب” شــــوم !!