عاشقانت صبورند ...

منتظرم!

منتظر دلى از جنس نور، کسى از قوم خورشید!

کسى از نژاد نفس هاى گرم!

مردم نیز منتظرند!

و غرق در لحظه هاى انتظار،

نیازشان را از لا به لاى نفس هاى حیران خود بازگو مى کنند ...

شقایق ها منتظرند!

منتظر کسى که به فرهنگ، شبنم ایمان بیاورد ...

کسى که آیینه هاى مکدر زمانه را در هم بشکند

و اشک هاى ارغوانى را از کوچه هاى پریشانى نجات دهد ...

کوچه ها چشم به راهند!

چشم به راه قدم هایى

که زخم هاى بى رحم گمراهى را از چشمان مردم پاک کنند ...

کوچه ها منتظر چشمان باران زایى هستند

که با قدم هایش جان مردم را به شبنم اشک ها بشوید ...

جاده ها منتظر رهگذرى هستند که براى همیشه خواهد ماند ...

منتظر قدم هایى که تن مُرده ی کوچه ها را زنده مى کند ...

لاله ها منتظرند!

منتظر کسى که همزاد موج هاى خورشیدى است..

کسى از جنس ابر، پریزاد باران..

عاشقان منتظرند!

عاشقان بى تابند، بى قرارند، تا هم آواز شیدایى صبح فردا باشند..

آقا جان!

عاشقانت صبورند ...

 

منبع: وبلاگ کوچه بی خیالی

 

/ 1 نظر / 36 بازدید
تارا

سلام وب زیبایی دارید به من هم سر بزنید www.montazzerann.mihanblog.com